تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

87

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

جاى خويش بماند و سرداران و سپاهيان را به جايى كه مىخواهد بفرستد . امّا او نپذيرفت و نيز به درخواست ايشان كه شمارهء جنگجويانى را كه همراه مىبرد از هزار بيشتر سازد گوش نداد . پس از آن هزار سوار از جنگنده‌ترين و دليرترين سپاهيان برگزيد و بفرمود تا دستور او را كار بندند و هركه از عرب ببينند بكشند و به غنيمت نپردازند . آنگاه با آن سواران روى به مقصد نهاد و بر گروهى از عرب كه سرزمين پارس را چراگاه خود ساخته بودند بتاخت ، بىآنكه خبر داشته باشند ، و بسيارى از ايشان را به بدترين وجهى بكشت و بسيارى را به سخت‌ترين راهى گرفتار ساخت و بازماندهء ايشان بگريختند . پس با ياران خود از دريا گذشت و به خطّ آمد و از شهرهاى بحرين گذشت و مردم آن را بكشت و جان كسى را بازنخريد و بر غنيمت روى نياورد و همچنان برفت تا به هجر « 1 » رسيد ، كه در آن مردمانى از اعراب تميم و بكر بن وائل و عبد القيس بودند و چندان كشتار كرد كه خون مانند آب باران روان شد ؛ چنان كه گريختگان نيز مىپنداشتند كه از دست او جان به در نخواهند برد چه در شكفت كوه باشند و چه در جزيره‌اى ميان دريا . بعد روى به سرزمين عبد القيس نهاد و مردم آن را همه نابود ساخت جز آنان كه بگريختند و به ريگزارها رفتند . پس روى به يمامه « 2 » آورد و در آنجا نيز به همان گونه كشتار كرد و بر هر چشمه‌اى كه گذشت بينباشت و هر چاهى كه بديد به خاك بياگند . پس از آن به نزديك مدينه آمد و هركه از عرب در آن بديد بكشت و يا اسير كرد . آنگاه به سوى زمين‌هاى بكر و تغلب كه ميان مملكت ايران و ديدگاههاى « 3 » رومى در سرزمين شام است روى آورد و در آن

--> ( 1 ) - شهر عمدهء قديمى بحرين . در سريانى هم Hagar آمده است ( رجوع شود به السّمعانى III , I , 136 ) . دربارهء خطّ رجوع شود به مطالب قبلى . شاپور نخست به ناحيه‌اى روى مىآورد كه حملهء عرب از آنجا شروع شده بود . ( 2 ) - سرزمين واحه‌اى واقع در داخل عربستان . ( 3 ) - ترجمهء مناظر ؛ كه نامى بوده است براى استحكامات " Castra " رومى در بيابانهاى سوريّه . استحكامات ايرانى نظير آن « مسالح » خوانده مىشد . بكر و تغلب در همسايگى متصرّفات ايرانى عراق سكنى داشتند . اينها را در آينده باز خواهيم ديد .